شنبه 31 فروردین1387
من ملك بودم و فردوس برين مي داند/اين ملك شوق كه را داشت كه آدم شده بود...
نوشته شده توسط فاطمه داوودي در ساعت 23:14 | لینک
|
شنبه 31 فروردین1387
اين عكس بنا به در خواست تمام عزيزاني هست كه خيلي به من لطف دارن(!!) چون گفته شده تو اين عكس خيلي بد افتادم چرا اينو تو اين بلاگ جديد نذاشتم(!!) منم براي اينكه ثابت كنم به انتقادات ترتيب اثر داده ميشه(!!!!) عينا اون پست رو اينجا مي ذارم..! :)
......باز هم من اينو ويرايش مي كنم بخاطر دوستان...از عكسم خسته شدن(!!!!!!!)
.....................................
delam
baraye kuh 1 zare shode...:(:(:(:( bejash alan ke ta'tilate dige ham az
nazare zanum mamnuEate pezeshki nadaram 1 alame mikham beram
kuh....hurrrrrrrrrra....akheyyyyyyy be yade damavan in axaro mizaram
...midunam kheili bad oftadam vali dige che tavaghoEe tuye un hame
gugerd dashtim khafe mishodim....!!!:):):)
......باز هم من اينو ويرايش مي كنم بخاطر دوستان...از عكسم خسته شدن(!!!!!!!)
نوشته شده توسط فاطمه داوودي در ساعت 23:11 | لینک
|
چهارشنبه 28 فروردین1387
... شايد دانه هاي دل همه ديده بشه اما ما جوري نگاه مي كنيم كه نميبينيم...آري بايد شست...وقتي فكر ميكنم كه ماها چقدر بجاي اينكه سعي كنيم خودمون بلوري با انعكاس باشيم بقيه رو به نداشتن لوح سفيد دل متهم مي كنيم... به قول بتي جين نويسنده محبوب من اگه بدونيم ماموريي داشتيم اينقدر از بقيه خسته نمي شديم اينقدر انعكاس داشته باشيم كه انسانيت رو با تمام وجود بتونيم به بقيه نشون بديم واين هيچ ربطي به دين و مذهب و زن و مرد نداره انسانيت و كرامت نفس چيزيه كه ما يا فراموشش كرديم يا داريم از دستش ميديم...من ميترسم...ميترسم! چون عاشق اون لحظه هايي هستم كه با تمام وجود احساس مي كنم انسانم و با تمام وجود مي تونم آدمايي رو كه انسانيت دارن دوست داشته باشم و براي خودم و همه دعا كنم بدونيم ادم بودن مهمترين چيزيه كه بايد بهش برسيم..
از صداي موج سرشارند و با ساحل دچار/گوشماهي ها چه مي فهمند اقيانوس را
از صداي موج سرشارند و با ساحل دچار/گوشماهي ها چه مي فهمند اقيانوس را
نوشته شده توسط فاطمه داوودي در ساعت 23:9 | لینک
|
چهارشنبه 28 فروردین1387
کجا باید صدا سر داد؟
به زیر کدامین اسمان؟
روی کدامین کوه؟
که در ذرات هستی ره برد توفان این اندوه
کجا با ید صدا سر داد؟
فضا خاموش درگاه فضا دور است
زمین کر آسمان کور است
نمی خواهم بمیرم با که باید گفت؟
اگر زشت و اگر زیبا
اگر دون و اگر والا
من این دنیای فانی را
هزاران بار از آن دنیای باقی دوست تر می دارم
تنم در تارو پود عشق انسانهای خوب و نازنین بسته است
دلم با صد هزاران رشته با این خلق پیوسته است
مراد از زنده ماندن امتداد خورد و خوابم نیست
هوای همنشینی با گل و سازو شرابم نیست
جهان بیمار و رنجور است
دو روزی را که بر بالین این بیمار باید زیست
اگر دردی ز جانش بر نداری نا جوانمردی ست
نمی خواهم بمیرم تا محبت را به انسانها بیا موزم
بمانم تا عدالت را بیفروزم
خرد را مهر را تا جاودان بر تخت بنشانم
نمی خواهم بمیرم ای خدا ای آسمان ای شب
نمی خواهم
نمی خواهم
مگر زور است
نوشته شده توسط فاطمه داوودي در ساعت 13:30 | لینک
|
سه شنبه 27 فروردین1387
بالاخره داره يه چيزايي دسگيرم ميشه ...واااااي خداي من خداي من چه هيجاني ..اينقد بيس سال دنباش بودم كه حالا كه داره يك چيزايي دسگيرم ميشه احساس مي كنم ظرفيتش رو ندارم...دارم؟!؟! ؟ ولي يه چيزي ته دلم نگرانم ميكنه... نكنه اينم اشتباه باشه ...بازم يكي از شعرايي رو ميخونم كه هميشه براي هزارومين دفه بازم يه حرفه جديده..(بارها گفته ام و بار دگر مي گويم/ كه من دلشده اين ره نه به خود مي پويم)چند روزي ميشه كه اين فكرا شده دريايي كه منو غرقه خودش كرده ....من كه قبلا مسيره طولانيه دانشگاه تا خونه رو از خستگي كاملا مي خوابيدم حالا دوست دارم با همون خستگي اينقدر راه برم تا ببينم تو جمشيديه هستم بعد اينقدر همينجوري فكر كنم فكر كنم فكر كنم كه وقتي نگاه كردم ببينم رسيدم ايسگاه هفت كلكچال...واي چه بعد از ظهري...! دوس دارم ..سختي رسيدن به اون چيزيو كه مي خوام خيلي دوس دارم دوباره ياده اوم مقاله ي ملا صدرا افتادم كه منو همينجوري داغون كرد...خيلي خوبه ولي بازم همون درده هميشگي اذيتم ميكنه..(درد من حصار كوچك بركه نيست/درد من زيستن با ماهيانيست كه انديشه دريا به ذهنشان خطور نمي كند )البته بازم اخر اين جمله زيره لب درستش ميكنمو ميگم..."درد من حصار كوچك بركه نيست/درد من نيافتن انسانهاييست كه انديشه دريا به ذهنشانن خطور ميكند و شايد نديدن كسانيست كه از اونور دريا نگاهمون ميكنن" چون ميدونم هستن پس بازم ميگرم...مطمئنم همين نزديكيان
نوشته شده توسط فاطمه داوودي در ساعت 0:53 | لینک
|
سه شنبه 27 فروردین1387
نوشته شده توسط فاطمه داوودي در ساعت 0:31 | لینک
|
سه شنبه 27 فروردین1387
اونای که اهله موسیقی هستن و حتی اونای که اهلش نیستن به خصوص عشقه سه تاریا ....
کارای حسین علیزاده رو يك بار هم که شده گوش بدین مخصوصا مخصوصا "به تماشای ابهای سپید" مطمئنم خوشتون مياد.
اگر هم اطلاعات بيشتري خواستين در خدمتيم خوشحال ميشم به دوستدارايه موسيقي به خصوص دوستدارايه سه تار كمكي بكنم...سعي مي كنم كاراي عليزاده رو هم كه قراره بياد برا اجرا زود زود بزارم تو بلاگم البته هر كنسرتي بياد قبل از رفتنم ميگم..!!!
نوشته شده توسط فاطمه داوودي در ساعت 0:29 | لینک
|
سه شنبه 27 فروردین1387
وقتي جهان از ريشه ي جهنم و آدم از عدم
وقتي كه سعي از ريشه هاي ياس مي آيد
وقتي يك تفاوت ساده درگفتار
كفتر را به كفتار تبديل مي كند
بايد به بي طرفي واژه هايي مانند نان دل بست
نان را از هر طرف بخواني نان است
ساده باشيم مثل نان...
وقتي كه سعي از ريشه هاي ياس مي آيد
وقتي يك تفاوت ساده درگفتار
كفتر را به كفتار تبديل مي كند
بايد به بي طرفي واژه هايي مانند نان دل بست
نان را از هر طرف بخواني نان است
ساده باشيم مثل نان...
نوشته شده توسط فاطمه داوودي در ساعت 0:17 | لینک
|
سه شنبه 27 فروردین1387
مي بيني...!!!!! اينكه نيمه زمستان آغاز بهار زندگي توست نشان آن است كه در پس هر سكون جنبشيست پاينده كه ما از آن بي خبريم تا يادمان باشد زمستان هم فصلي براي آغاز است
به مناسبت تولدم هم اين غزل رو كه گفتم و مي دونم خيلي قوي نيست ميزارم تو بلاگم
يافتمش يافتمش دور نيست او ز من و ما همه يكجور نيست
در پس اين چهره بسي گم شده باز هم اما كه ز ما دور نيست
بس كه دراينجا من او نيست شد هيچكسي در عطش نور نيست
هيچكس حتي پي تنهايي اش چشم به دنبال يكي حور نيست
من ز پي اش رفته ام اما هنوز قالب او جاي من مور نيست
نه! كه عجب گم شدهايي بوده ام چون كه وجودش بجز آن شور نيست
شور چه گويم همه شيدايي است بين من و او بجز اين گور نيست
من كه نقاب از رخ خود بركشم جز من و او در قفس و تور نيست
نوشته شده توسط فاطمه داوودي در ساعت 0:15 | لینک
|
سه شنبه 27 فروردین1387
سلام
عليك سلام خوش اومدي...!!!
اينم يكي ديگه از مضرات ياهو كه مي تونم فكر كنم كه براي من فايده شد...بعد از تقريبا 2 سال وبلاگ نويسي(البته ميدونم خيلي فعال نبود...)حالا بايد از ب بسمه ا... شروع كنم
البته بعضي چيزا كه خيلي دوسشون دارمو مي زارم اينجا
خب اشكال نداره كه
بسمه ا...
عليك سلام خوش اومدي...!!!
اينم يكي ديگه از مضرات ياهو كه مي تونم فكر كنم كه براي من فايده شد...بعد از تقريبا 2 سال وبلاگ نويسي(البته ميدونم خيلي فعال نبود...)حالا بايد از ب بسمه ا... شروع كنم
البته بعضي چيزا كه خيلي دوسشون دارمو مي زارم اينجا
خب اشكال نداره كه
بسمه ا...
نوشته شده توسط فاطمه داوودي در ساعت 0:2 | لینک
|



