چهارشنبه 11 اردیبهشت1387
توان گفتن آن راز جاوداني نيست!
نصوري هم از آن باغ ارغواني نيست!
پر از هراس و اميدم كه هيچ حادثه اي
شبيه آمدن عشق ناگهاني نيست
ز دست عشق بجز خير بر نمي آيد
وگرنه پاسخ دشنام مهرباني نيست!
درختها به من آموختند;فاصله اي
ميان عشق زميني وآسماني نيست
به روي آيينه پر غبار من بنويس
بدون عشق جهان جاي زندگاني نيست...
.
.
.
[از كتاب اقليت]
و عشق هر چيزيست كه بزرگ بداريش...
نصوري هم از آن باغ ارغواني نيست!
پر از هراس و اميدم كه هيچ حادثه اي
شبيه آمدن عشق ناگهاني نيست
ز دست عشق بجز خير بر نمي آيد
وگرنه پاسخ دشنام مهرباني نيست!
درختها به من آموختند;فاصله اي
ميان عشق زميني وآسماني نيست
به روي آيينه پر غبار من بنويس
بدون عشق جهان جاي زندگاني نيست...
.
.
.
[از كتاب اقليت]
و عشق هر چيزيست كه بزرگ بداريش...
نوشته شده توسط فاطمه داوودي در ساعت 23:30 | لینک
|